شيخ محمد شعيب
16
مرآت الاولياء ( فارسى )
بود بنت براخيل بن مخويل بن اخنوخ كه ادريس عليه السّلام است « الف » و اولاد وى به نوزده زبان سخن مىگفتند چنانچه لغات يكديگر را نمىدانستند لاجرم هر فرقه در ناحيهاى قرار گرفتند و هر قوم بزبانى « ب » مخصوص گشتند و چون سام در محافظت نور سيّد عالم صلى الله عليه و آله و سلّم به وصيت پدر مأمور بود ، زنى معصوم در غايت حسن و جمال نام وى طيثه ، طيثه بالثّاء المثلث فوقانيه بنت شاويل بنكاح در آورد و ارفخشد از وى تولد نمود ، معنى وى مصباح مضى است و سام بعد از انقضاء پانصد سال از عمر شريف او بدار البقا رحلت نمود و ارفخشد زنى بخواست مرجانه نام ، بنكاح خود درآورده و نور پاك خواجهء لولاك عليه الصّلاة و السّلام ازو منتقل برحم مرجانه شد و از او عابر كه هود پيغمبر ( ع ) است بوجود آمد و آن نور با بهجت و سرور منتقل به هود نبى ( ع ) شد و در بعضى تواريخ و سير انتقال نور از ارفخشد بشالخ و از شالخ بعابر كه هود ( ع ) است آوردهاند و آنچه اختيار درج الدرر و سير كازرونى و غيره آورده است كه از ارفخشد بعابر و از عابر بشالخ انتقال كرد - و اللّه اعلم - نقل است كه چون هود عليه السّلام بوجود آمد از هر مكانى ندا برآمد كه اين نور محمّد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلّم است كه از پيشانى تو تابان است ، كسر اصنام و قتل كفار او كند و اطفأ نيران در دست او باشد و حق تعالى او را بقوم عاديان فرستاد كقوله تعالى " وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً " « ج » و سام بن نوح بن ملك بن متوشلخ بن اخنوخ كه نام ادريس ( ع ) است و قيل نوح بن لام و لام بن ملك بن كمل و قيل نوح بن كمل و اين همه پيغمبر بودند و اخنوخ بن برده بباى موحده و بروايتى بياى منقوطست بنقطتين بىالف و بروايتى بالف بن مهليل و در بعضى نسخ مهلائيل آمده است و در هنگام مهلائيل اولاد آدم عليه السّلام پانصد لك خانه بودند و همه مسلمانان ، و ايمان به پيغمبرى مهلائيل ( ع ) آوردند و در پيش او سجده كردند و چون مهلائيل وفات يافت فرزندان او بغايتى صغير بودند ، شيطان در ماتم او آمد
--> ( الف ) سع ، غح ، مظ - ( است ) ندارد . ( ب ) غح ، عر ، مظ - به زبان . ( ج ) اعراف 65 .